... راستی امروز ۲۸ دی ماهه ! همیشه فکر می کردم این روز ، روز زیباییه برای مردن ، یه روز قشنگ برفی ، وقتی که سخاوت معصومانه ی برف خاک رو پاک تر از همیشه نشون بده ... ( البته با این اوضاع آب و هوای رشت ، که ما اولار ساله رنگ برف رو ندیدیم ، شرمندتا" فعلا" فعلا" ها قصد رفع زحمت ندارم ! 
اون روزی که این پست رو تو وبلاگم گذاشتم هرگز فکر نمی کردم روزی برسه که این قدر از برف متنفر بشم ... عمراَ اگه حتی یک لحظه به این فکر می کردم که روزی برف مثل پر از آسمون خدا بباره و من عین دیوونه ها توش نلولم
درست چند روز بعد از نوشتن این پست ، بعد از سال ها برفی بارید که مردمی که سال ها در انتظارش بودن اسمشو گذاشتن بلای طبیعی ... خونه های مردم رو سرشون آوار شد ، سرما و یخبندون ... استخون های شکسته و ...
آدمای فرصت طلبی که واسه پارو کردن نیم وجب خدا تومن تیغت می زدن ...
و امروز با خودم فکر می کنم حالا که من این روز رو برای مردن انتخاب کردم و برف رو هم که دیگه دوس ندارم ... پس اون رویای پروانه ایه برفم چی می شه ...
می دونی ! بعضی وقتا فکر می کنم دروغه که از برف متنفرم ...
شاید حالا دیگه باید باهاش کنار بیام ... من به زیبایی طبیعت ایمان دارم ... می دونی ! ما آدم ها هستیم که زشتش می کنیم .
حتی این برف رو که یه نعمته !
و من می خوام همین جا از کسانی تشکر کنم که تلاش کردن تا امسال دچار بحران های ۲ سال گذسته نشیم و واقعا دست مریزاد !!!
ای گندَم بزنن با این وبلاگ از بیخ درپیتم که نهصد و اندی ساله ، دست به Up کردنش نبردم .
والله ما یه شِکری خوردیم که چه پروانه ییه آدم تو برف بمیره ، از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون اولین دانه ی برف که به زمین نشست اینجانب به میزان فجیعی دچار احساس خود کشته بینی حاد شدم ، گفتی که دیگر الناز بی الناز ! ( جوّه دیگه ... حناق نیست که !) از این رو به صورت اندوه باری از جایی که چیزی در چنته برای تقسیم ارث و میراث نداشتم ، بی خیال تقسیمات گشته ، دست به دعا شدم ، که بالاخره پس از بارش به بلندای 2 متر به یاری خداوند منّان ( حدود 2 ماه پیش ) رفع بلا شد ، و هم اکنون بنده از همین تریبون شما مخاطبان عزیز را از نگرانی رهانیده ، اعلام می کنم زنده می باشم . و از تمامی عزیزانی که در طول این مدت نگران و جویای حال ما بودند ، مرسی !
و در اینجا شاکر خداوند منّان هستیم که عالم وبلاگ را از برکت حضور بلاگر فهیمی چون من محروم نکرد ! ( حالتون بهم خورد ، نه ؟
)
اینم از ماجرای برف !!!



